رفتن به محتوای اصلی





استاد دانشگاه لبنان: بانوان خاندان نبوت، الگوی پایداری، ایمان و ایستادگی در برابر ظلم‌اند

1500

دکتر خدیجه شهاب، استاد دانشگاه و سردبیر مجله «اوراق فرهنگی» لبنان، در نشست تخصصی «ابعاد شخصیتی و کنشگری زنان برجسته از عصر نبوی تا عصر حاضر» که امروز (شنبه) در ادامه سلسله‌ پیش نشست‌های علمی همایش بین‌المللی «۱۵ قرن تجلی نور نبوی در آینه علم و پژوهش» در محور تخصصی زنان و خانواده به همت دبیرخانه کنگره بین‌المللی «۱۵ قرن تجلی نور نبوی در آینه علم و پژوهش»، دانشکده علوم خانواده دانشگاه الزهرا(س) و با همکاری مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی برگزارشد، گفت: اگر بخواهیم درباره زنان از دوران پیامبر تا امروز سخن بگوییم، نمونه‌های بسیار فراوانی وجود دارد که نمی‌توان آن‌ها را برشمرد، اما به‌اختصار می‌توان در چند مقطع مهم درنگ کرد.

وی در آغاز به حضرت خدیجه بنت خویلد اشاره کرد و گفت: او همسر پیامبر بود و به بانوی قریش شهرت داشت. دارایی داشت و به تجارت می‌پرداخت؛ او رهبر زندگی خویش بود و خود دارایی‌هایش را اداره می‌کرد. تا آن‌گاه که با رسول خدا آشنا شد، دارایی و تجربه‌هایش را به میدان آورد؛ هم به او کمک کرد و هم از او یاری گرفت، در کنارش ایستاد و نخستین کسی بود که به رسالتش ایمان آورد و به آن دعوت کرد. همراه او ماند، فرزندانش از جمله ام‌کلثوم و فاطمه را به دنیا آورد و دختران و خانواده را آموزش داد و این خانواده را با تربیت صحیح اسلامی، آن‌گونه که پیامبر می‌خواست، پرورش داد.

شهاب افزود: حضرت خدیجه نمونه زنی توانا و مقتدر بود که می‌توانست امور خود را شخصاً اداره کند و قدرتش نیز آن‌گاه افزون شد که در کنار پیامبر انسانیت و پیامبر رحمت، محمد(ص)، ایستاد، مسیرش را ادامه داد و هرگز از حمایت او و ایستادن در کنارش در همه مواضع شریفش متوقف نشد.

وی سپس به حضرت فاطمه(س) پرداخت و اظهار داشت: دختر پیامبر(س) در مقطعی «ام‌ابیها» نامیده شد، به سبب توجه فراوان و محبت عمیقش به پدر. چه نیکو مادری و چه نیکو دختری بود. در دوران بیماری پدر، در کنار او ایستاد یا نشست و در امور زندگی یاری‌اش کرد و حتی یک روز نیز در خدمت به پدرش کوتاهی نکرد. او در خانواده‌ای نبوی و مؤمن، خانواده‌ای پاک و پرهیزکار، پرورش یافته بود.

وی ادامه داد: پیامبر اکرم(ص) جایگاه فاطمه و زن مسلمان را روشن می‌سازد و درباره او فرمود: «هر کس او را بیازارد، مرا آزرده است.» پس آزار حضرت فاطمه(س)، آزار خود پیامبر، شخصیت و جایگاه اوست. بنابراین حضرت فاطمه نمونه زنی نیرومند و شجاع بود که در کنار پدرش ایستاد.

با حضرت فاطمه، مواضع شجاعانه پایان نمی‌یابد؛ مواضعی که نشان‌دهنده جایگاه زن، قدرت و عظمت اوست و اینکه وقتی هدفش را تعیین کند، می‌تواند به آن دست یابد. حضرت فاطمه در برابر کسانی ایستاد که حقش را پایمال کرده بودند و در میان قوم خود خطبه خواند و آن حق را مطالبه کرد و مردم را فراخواند که از گمراهی و ضلالت خود بازگردند. او نمونه‌ای از جسارت، الگوبودن، قدرت، ایستادگی و ایمان بود.

این استاد دانشگاه پس از آن به ام‌سلمه اشاره کرد و گفت: او نیز پس از حضرت خدیجه(س)، همسر پیامبر بود. ام‌سلمه نیز زنی حکیم، خردمند و آراسته بود. حتی گفته‌اند در مسئله داوری صلح حدیبیه، نظر او را جویا شدند. ام‌سلمه نیز موضعی شجاعانه اتخاذ کرد. او بیش از 300 حدیث از پیامبر روایت کرد و در این عرصه می‌خواست احادیث صحیح پیامبر را حفظ کند؛ زیرا می‌دانیم در مقطعی، اسلام هنوز آن‌گونه که باید ریشه ندوانده بود؛ نه در جان مسلمانان یا قریشیان و نه در کسانی که در مرحله نخست ادعای اسلام کرده بودند.

شهاب افزود: از این‌رو، احادیث را روایت کرد تا مرجع حقیقی و سند درست باشند؛ یکی از اسناد معتبر که احادیث پیامبر را حفظ کرد؛ احادیثی که حوزه خانواده، اجتماع، سیاست، فرهنگ، علم و دین را دربر می‌گرفت. یعنی این احادیث، زندگی خانواده مسلمان را به‌طور کامل پوشش می‌داد. پس هرگاه بخواهیم برخی انحراف‌های خود را در زندگی اجتماعی اصلاح کنیم، کافی است به احادیث پیامبر و یکی از راویان مورد اعتماد آن‌ها، یعنی ام‌سلمه، بازگردیم؛ بانویی که در این جایگاه نیز نمونه همسری شجاع، صبور و الگوست؛ کسی که می‌توانیم در انتقال احادیث پیامبر به ما، به او اعتماد و بر او تکیه کنیم.

وی در ادامه به حضرت زینب، دختر امام علی(ع)، خواهر امام حسن(ع) و امام حسین(ع) پرداخت و گفت: حضرت زینب نیز موضعی شجاعانه گرفت. او شاهد کشته‌شدن برادرانش، عباس و حسین، و نیز کشته‌شدن برادرزاده‌اش قاسم و برادرزاده‌اش عبدالله، آن کودک شیرخوار، بود. او در آن دوران ایستادگی کرد؛ دورانی که سرشار از ستم بود و شهادت تمام خانواده را به چشم دید. وصیت امام حسین را به خاطر سپرد که فرمود: «خواهرم، از خانواده‌ام مراقبت کن» و البته چنین کرد.

وی افزود: حضرت زینب از خانواده مراقبت کرد آن‌گاه که آنان را به اسارت به شام بردند. او ایستاد و وی را نزد خلیفه ستمگر آوردند. او پرسید: «کار ما با برادرت را چگونه دیدی؟» فرمود: «جز زیبایی ندیدم.» این زیبایی که حضرت زینب(س) دید، همان امر زیبا برای امت اسلامی بود تا بگوید امام حسین و یاران همراه او و خون‌هایشان به هدر نرفت، بلکه در راه اصلاح مسیر اسلام ریخته شد؛ به‌ویژه آنکه امام حسین فرمود: «من نه از سر سرکشی و نه خودپسندی آمدم؛ تنها خواستم در امت جدم اصلاح ایجاد کنم.»

شهاب تصریح کرد: امام حسین (ع) یقین داشت که این امت به‌شدت از اسلام صحیح منحرف شده است؛ از حق منحرف شده، به باطل روی آورده و به آن چسبیده است. حقایق را تحریف کردند و او را برای یاری خود فراخواندند، اما هنگامی که برای یاری‌شان آمد، از حمایت او عقب نشستند، با او پیمان‌شکنی کردند و در میدان تنها رهایش ساختند. این همان چیزی است که در واقعه کربلا رخ داد و ما امروز نیز همچنان در دل این واقعه‌ایم و روزهای آن را با همه جزئیاتش زندگی می‌کنیم.

وی ادامه داد: امروز جزئیات آن را زندگی می‌کنیم؛ روزی که دشمن اسرائیلی مدرسه میناب در تهران را بمباران کرد. آن جزئیات را زندگی می‌کنیم، روزی که دشمن اسرائیلی غزه، زنان و کودکان غزه را نابود کرد و زنان غزه همچنان با تمام قدرت و شجاعت ایستاده‌اند و از فرزندان سرزمین شرافت و کرامت خود دفاع می‌کنند. ما همچنان امروز این کربلا را زندگی می‌کنیم. ما در عراق، آن‌گاه که بمباران می‌شود یا آن‌گاه که حشد شعبی بمباران می‌شود و گذرگاه‌هایی بمباران می‌شوند که در این روزها مملو از زائران حرم امام حسین هستند، همچنان آثار و پیامدهای این انقلاب کربلایی را زندگی می‌کنیم.

شهاب با اشاره به جنوب لبنان گفت: ما در جنوب لبنان هستیم؛ جایی که بسیاری از زنان، مادران، دختران و همسران با فرزندانشان وداع کردند. ایستادیم، سخنی گفتیم و به حضرت زینب اقتدا کردیم. در این موضع شجاعانه گفتیم تسلی ما این است که شما نزد سرورتان امام حسین می‌روید و دیدار ما آنجاست. آنچه را بر سر فرزندانمان می‌آید و شهادت آنان را در میدان‌های نبرد، چیزی جز موضعی همانند موضع حضرت زینب ندیدیم.

وی خاطرنشان کرد: زنان مسلمان از زنان خاندان نبوت، مواضع افتخارآمیز و مواضع دلگرم‌کننده را آموختند. در اینجا طوعه به خاطرم می‌آید؛ همان بانویی که مسلم بن عقیل، فرستاده امام حسین نزد آن قوم، بر در خانه‌اش ایستاد. او تنها، بدون آب و غذا، ایستاده بود. قصدی داشت، اما قوم تنهایش رها کرده بودند. بر در خانه‌اش ایستاد، طوعه بیرون آمد و او گفت: «ای بنده خدا، آیا جرعه‌ای آب داری؟» گفت: «بله.» آب را نوشید و همچنان کنار در ایستاد.

وی افزود: هنگامی که با مسلم بن عقیل گفت‌وگو کرد، دریافت که او از نوادگان پیامبر و از خاندان نبوت است؛ پس او را پنهان کرد و در کنار موضع او ایستاد. او را نزد خود مخفی کرد و خبر حضورش در خانه را از آن قوم پوشیده نگه داشت تا از او در برابر قوم ستمگر حفاظت و پاسداری کند. این موضع شجاعانه حضرت طوعه، موضعی ارزشمند، محترم و درخور تقدیر بود؛ بسیار برتر از موضع برخی مردان که به سخن خود پایبند نیستند و به وابستگی خود احترام نمی‌گذارند و ایمان ندارند یا فقط اظهار ایمان می‌کنند، حال آنکه ایمان از آنان دور است.

شهاب تأکید کرد: طوعه به ما نشان داد که زنی شجاع، نیرومند و استوار بر اصول و باورهایش، بر دین و اسلامش است. او می‌دانست که در معرض ستم قرار می‌گیرد، بازجویی می‌شود و شاید حرمتش مورد تعرض قرار گیرد، اما با وجود همه این‌ها در کنار حق ایستاد.

وی در ادامه گفت: زنان بسیاری وجود دارند و اگر بخواهیم بحث را گسترش دهیم، نمونه‌های بسیار فراوانی هست، اما مجال بیش از این اجازه پرداختن به زنان بیشتر را نمی‌دهد. ما به زنان خاندان نبوت می‌بالیم و افتخار می‌کنیم؛ زنانی که هر روز و هر ساعت از آنان می‌آموزیم؛ در هر ساعت درسی از اخلاق، از پایداری، قدرت، ایمان و عقیده. اینکه اسلام در وجود ما ریشه‌دار است، ما را به سوی حق هدایت می‌کند و از باطل دور می‌سازد.

وی افزود: هرگاه بخواهیم در کنار ضعیفان و مظلومان باشیم، نام حسین و زنان شریف خاندان نبوت را به یاد می‌آوریم و این درس‌ها را از آنان می‌آموزیم؛ درس پایداری. این قدرت و مواضع گذشته آنان، انگیزه‌ای برای ما می‌شود تا ما نیز چنین باشیم و آنان برایمان نمونه، الگو و سرمشق باشند.

خدیجه شهاب در پایان تصریح کرد: این آن چیزی بود که امروز درباره زن می‌خواستم بگویم. زن بارهای بسیاری بر دوش خود حمل می‌کند؛ بار مادری و بار دفاع. امروز شانه‌به‌شانه مرد می‌ایستد، در همه میدان‌ها. زن ایرانی را شاهد بوده‌ایم که در میدان‌ها ایستاده است، در دفاع از اسلام و دفاع از ایران. همه این امور را از امامان خود آموخته‌ایم.