اين کتاب يکي از معروف ترين کتاب ها در فقه السيره است که توسط محقق معاصر مصري، محمد غزالي تدوين، و از چاپ دوم به بعد، همراه با استخراج احاديث و تعليقات ناصرالدين آلباني منتشر شده است. نويسنده ضمن استقبال از تعليقات آلباني، در مواردي نظر او را نمي پذيرد. يکي از مهم ترين آنها استفاده از احاديث ضعيف است. غزالي با اشاره به تضعيف برخي از احاديث کتاب توسط آلباني، اظهار مي دارد: گاهي حديث نزد محدثان ضعيف است، ولي من بيشتر به متن حديث توجه دارم و مي بينم که آن با آيه اي از قرآن با سنتي صحيح کاملا مطابقت دارد، در چنين حالتي اشکالي در نقل آن نمي بينيم.(2) همچنين غزالي گاهي حديثي را که محدثان آن را صحيح مي دانند، چون به گفته خود، آن را طبق قواعد اسلام نمي يابد، رها مي کند
غزالي، سيره نبوي را سرچشمه جوشاني از معارف و احکام و عاملي قوي براي رشد و تکامل جامعه هاي اسلامي مي داند. او تاريخ را براي تاريخ و سيره را براي سيره نمي خواهد، بلکه سيره را منبع الهام مسلمانان در تنظيم زندگي اسلامي خود مي داند و مطالعه سيره نبوي را با هدف اسوه قرار دادن پيامبر(ص) توصيه مي کند.
غزالي خود را مورخي بي طرف نمي داند و در مقدمه کتاب خود مي گويد: هدف من اين است که سيره چيزي باشد که ايمان را رشد دهد و اخلاق را تزکيه کند و شخص را به مبارزه وادارد و او را به پذيرش حق و التزام به آن تشويق کند و ثروتي عظيم از نمونه هاي با ارزش را فراهم آورد.
در ادامه مي گويد: من سيره را مانند نوشتن سربازي از فرماندهش يا خدمتکاري از آقاي خودش يا شاگردي از استاد خودش مي نويسم و من هرگز مورخ بي طرفي نيستم که ارتباطم را با صاحب سيره قطع کنم
در عين حال، با همه عشق و علاقه اي که به پيامبر اسلام (ص) ابراز مي کند، در مواردي از همين کتاب، قداست و شخصيت ماورايي آن حضرت را زير سوال مي برد و او را در حد فردي روشن بين و عاقبت انديش و نابغه قرار مي دهد و برخي از روايات را که طبق آنها پيامبر (ص) از حوادث آينده و وقوع فتنه هاي پيش رو خبر داده، توجيه مادي مي کند و آن پيشگويي ها را ناشي از تيزبيني و هوش و کياست آن حضرت مي داند
يکي از موضوعاتي که غزالي را دچار تشويش کرده، موضوع شق صدر است. از سويي در احاديثي که از طريق اهل سنت نقل شده، حديث شق صدر، حديثي صحيح قلمداد شده و طبق آن هنگامي که پيامبر کودک بود و با حليمه سعديه زندگي مي کرد، جبرئيل نازل شد و سينه او را شکافت و چيزي را از درون سينه او بيرون آورد و آن را شست و به جاي خود برگردانيد. و از سوي ديگر، غزالي طبق مباني خود، نمي تواند آن را بپذيرد. به همين دليل تلاش مي کند که براي آن توجيه مادي پيدا کند و پس از قلم فرسايي هايي مي گويد: شايد احاديث شق صدر به حفظ و حراست پيامبر از بدي ها توسط خداوند اشاره مي کند. شرح صدر پيامبر (ص) نتيجه جراحي سينه او نيست و بايد در سنت به حقيقت و مجاز توجه داشت
غزالي مانند بسياري از نويسندگان اهل سنت در نقل حوادث تاريخي گزينشي عمل کرده و برخي حوادث مهم را در سيره نبوي که مي شد درس هاي مهمي از آن استخراج کرد، از قلم انداخته است، مانند جريان غدير خم.
گفتني است که فقه السيره غزالي توسط محمد طاهر حسيني به فارسي ترجمه شده و در سال 1378 در تهران به چاپ رسيده است.