Skip to main content

 

The 39th International Islamic Unity Conference

 

امام حسن عسکری علیه السلام

1500

روايت شده است كه امام حسن عسكرى عليه السّلام كه در حال توصيف بعثت نبى اكرم صلّى اللّه عليه و اله بود، فرمود:

 


«... تا اين كه به چهل سالگى رسيد، و خداوند قلب كريمش را بهترين و والاترين و خاشع‏ترين و مطيع‏ترين قلب‏ها يافت. 

پس به درهاى آسمان اجازه داد و آنها باز شدند و به ملائكه اجازه داد و آنها نازل شدند و در اين حال محمد صلّى اللّه عليه و اله به آنها مینگريست. 

پس رحمت از طرف عرش بر وى نازل شد و او به روح الامين، جبرئيل- طاووس ملائكه- نگاه میكرد، 

جبرئيل نزد او فرود آمد و دستش را گرفت و تكان داد و گفت: 

اى محمد! بخوان، 

محمد فرمود: چه چيزى را بخوانم؟ 

گفت: اى محمد! 

«اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّكَ الَّذِي خَلَقَ 

خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ عَلَقٍ 

اقْرَأْ وَ رَبُّكَ الْأَكْرَمُ 

الَّذِي عَلَّمَ بِالْقَلَمِ 

عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ

«علق/1-5»؛ 

(قرآن را) به نام پروردگارت- كه هستى را آفريد-

 بخوان همو كه انسان را از خون بسته آفريد. 

بخوان كه پروردگارت از همه ارجمندتر است. 

همو كه با قلم تعليم داد و آن چه را كه انسان نمی‏دانست به او آموخت. 

سپس آنچه را كه مى ‏بايست بر او نازل كرد و خودش به سوى پروردگارش بالا رفت. محمد صلّى اللّه عليه و اله از كوه پايين آمد در حالى كه عظمت خداوند و جلالت ابّهت الهى او را مدهوش خود كرده بود و به تب و لرز دچار شده بود. چيزى كه اضطرابش را بيشتر میكرد، اين بود كه می‏ترسيد، قريشيان او را تكذيب كرده و او را به ديوانگى نسبت دهند، در حالى كه او عاقل‏ترين مردم و گرامى‏ترين آنان بود و مبغوض‏ترين چيزها در نظر او شياطين و اعمال ديوانگان بود؛ بنابراين، خداوند اراده كرد كه قلبش را مملّو از شجاعت نمايد و به او فراخى دل عنايت فرمايد. براى همين از كنار هر سنگ و درختى كه ردّ می‏شد، می‏شنيد كه میگفتند: «ألسّلام عليك يا رسول اللّه» 

« بحار الانوار، ج 18، ص 206».