Skip to main content

 

The 39th International Islamic Unity Conference

 

حضرت فاطمه سلام الله علیها

1500

وَ أَشْهَدُ أَنَّ أَبِی مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ،
و گواهی می دهم که پدرم محمّد (صلی الله علیه و آله) بنده و فرستاده اوست؛
اخْتَارَهُ وَ انْتَجَبَهُ قَبْلَ أَنْ أَرْسَلَهُ،
پیش از آن که او را بفرستد، برگزید؛
وَ سَمَّاه قَبْلَ أَنِ اجْتَبَلَهُ،
و پیش از آن که او را بیافریند، برای این مقام نامزد فرمود
وَ اصْطَفاهُ قَبْلَ أَنِ ابْتَعَثَهُ،
و قبل از بعثتش او را انتخاب نمود،
إذِ الْخَلَائِقُ بِالْغَیْبِ مَکْنُونَةٌ، وَ بِسَتْرِ الأَهَاوِیلَ مَصُونَةٌ،
در آن روز که بندگان در عالم غیب پنهان بودند و در پشتِ پرده های هول انگیز نیستی، پوشیده
وَ بِنِهَایَةِ الْعَدَمِ مَقْرُونَةٌ.
و به آخرین سر حدّ عدم مقرون بودند.
عِلْماً مِنَ اللهِ تَعَالَی بِمائِلِ بِمَآلِالأُمُورِ،
این، بخاطر آن صورت گرفت که خداوند از آینده آگاه بود
وَ إحَاطَةً بِحَوَادِثِ الدُّهُورِ، وَ مَعْرِفَةً بِمَوَاقِعِ الْمَقْدُورِ.
و به حوادث جهان احاطه داشت  و مقدرات را به خوبی می دانست.
ابْتَعَثَهُ اللهُ إتْمَاماً لِأَمْرِهِ
او را مبعوث کرد تا فرمانش را تکمیل کند،
وَ عَزِیمَةً عَلَی إمْضَاءِ حُکْمِهِ وَ إنْفَاذاً لِمَقَادِیرِ حَتْمِهِ.
و حکمش را اجرا نماید و مقدرات حتمی اش را نفوذ بخشد.
فَرَأَی الأُمَمَ فُرَّقاً فِی أَدْیَانِهَا،
هنگامی که مبعوث شد، امّت ها را مشاهده کرد که مذاهب پراکنده ای را برگزیده اند؛
عُکَّفاً  عَلَی نِیرَانِهَا، وَ عَابِدَةً لِأَوْثانِهَا،
گروهی بر گِرد آتش طواف می کنند و گروهی در برابر بت ها سر تعظیم فرود آورده اند
مُنْکِرَةً للهِ مَعَ عِرْفَانِهَا.
و با این که با قلبِ خود خدا را شناخته اند، او را انکار می کنند.
فَأَنَارَ اللهُ بِمُحَمَّد صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ و آله ظُلَمَهَا،
خداوند به نور محمّد (صلی الله علیه و آله) ظلمت ها را برچید
وَ کَشَفَ عَنِ الْقُلُوبِ بُهَمَهَا،
و پرده های ظلمت را از دل ها کنار زد
وَ جَلّی عَنِ الأَبْصَارِ غُمَمَهَا.
و ابرهای تیره و تار را از مقابل چشم ها برطرف ساخت.
وَ قَامَ فِی النَّاسِ بِالْهِدَایَةِ
او برای هدایت مردم قیام کرد،
وَ أَنْقَذَهُمْ مِنَ الْغِوَایَةِ وَ بَصَّرَهُمْ مِنَ الْعَمَایَةِ.
و آنها را از گمراهی و غوایت رهایی بخشید و چشمهایشان را بینا ساخت
وَ هَدَاهُمْ إلَی الدِّینِ الْقَوِیمِ
و به آیین محکم و پابرجای اسلام رهنمون گشت
وَ دَعَاهُمْ إلَی الطَّریقِ الْمُسْتَقِیمِ،
و آنها را به راه راست دعوت فرمود.
ثُمَّ قَبَضَهُ اللهُ إلَیْهِ قَبْضَ رَأْفَة وَ اخْتِیَار وَ رَغْبَة وَ إیثَار،
سپس خداوند او را با نهایت محبّت و اختیار خود و از روی رغبت و ایثار قبض روح کرد.
فَمُحَمَّدٌ صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ و آله عَنْ مِنْ تَعَبِ هذِهِ الدَّارِ فِی رَاحَة،
سرانجام او از رنج این جهان آسوده شد
قَدْ حُفَّ بِالْمَلَائِکَةِ الأَبْرَارِ، وَ رِضْوَانِ الرَّبِّ الْغَفَّارِ،
و هم اکنون در میان فرشتگان و خشنودی پروردگار غفّار
وَ مُجَاوَرَةِ الْمَلِکِ الْجَبَّارِ.
و در جوار قرب خداوند جبّار قرار دارد.
صَلَّی اللهُ عَلَی أَبِی، نَبِیِّهِ وَ أَمِینِهِ عَلَی الْوَحْیِ
درود خدا بر پدرم پیامبر (صلی الله علیه و آله)، امین وحی
وَ صَفِیِّهِ وَ خِیَرَتِهِ مِنَ الْخَلْقِ وَ رَضِیِّهِ،
و برگزیده او از میان خلایق باد
وَ السَّلامُ عَلَیْهِ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُهُ؛
و سلام بر او و رحمت خدا و برکاتش.
لَقَدْ جَاءَکُمْ رَسُولٌ مِّنْ أَنفُسِکُمْ عَزِیزٌ عَلَیْهِ مَا عَنِتُّمْ
به یقین، رسولی از خود شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او سخت است
حَرِیصٌ عَلَیْکُمْ بِالْمُؤْمِنِینَ رَءُوفٌ رَّحِیمٌ).
و اصرار بر هدایت شما دارد و نسبت به مؤمنان رئوف و مهربان است.
فَإنْ تَعْزُوهُ وَ تَعْرِفُوهُ تَجِدُوهُ أَبِی دُونَ نِسَاءِکُمْ،
هر گاه نسبت او را بجویید، می بینید او پدر من بوده است نه پدر زنان شما!
وَ أَخَا ابْنِ عَمِّی دُونَ رِجَالِکُمْ،
و برادر پسر عموی من بوده است نه برادر مردان شما.
وَ لَنِعْمَ الْمَعْزِيُّ إلَیْهِ (صلی الله علیه و آله).
و چه پر افتخار است این نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد!
فَبَلَّغَ بِالرِّسَالَةِ صَادِعاً بِالنَّذارَةِ،
آری، او آمد و رسالت خویش را به خوبی انجام داد و مردم را به روشنی انذار کرد.
مَائِلاً عَنْ مَدْرَجَةِالْمُشْرِکِینَ
از طریقه مشرکان روی بر تافت
ضَارِباً ثَبَجَهُمْ، آخِذاً بِأَکْظَامِهِمْ،
و بر گردن هایشان کوبید و گلویشان را فشرد، تا از شرک دست بردارند و در راه توحید گام بگذارند.
داعِیاً إلَی سَبِیلِ رَبِّهِ بِالْحِکْمَةِ وَ الْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ،
او همواره با دلیل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت می کرد.
یَکْسِرُ الأَصْنامَ وَ یَنْکُتُ الْهَامَ، حَتّی انْهَزَمَ الْجَمْعُ وَ وَلَّوُا الدُّبُرَ،
بت ها را در هم می شکست و مغزهای متکبّران را می کوبید، تا جمع آنها متلاشی شد
حَتّی تَفَرَّی اللَّیْلُ عَنْ صُبْحِهِ،
و تاریکی ها برطرف گشت. صبح فرا رسید
وَ أَسْفَرَ الْحَقُّ عَنْ مَحْضِهِ،
و حق آشکار شد.
وَ نَطَقَ زَعِیمُ الدِّینِ، وَ خَرِسَتْ شَقَاشِقُ الشَّیَاطِینِ،
نماینده دین به سخن درآمد و زمزمه های شیاطین خاموش گشت.
وَ طَاحَ وَشِیظُ النِّفَاقِ،
افسر نفاق بر زمین فرو افتاد.
وَ انْحَلَّتْ عُقَدُ الْکُفْرِ وَ الشِّقَاقِ
گره های کفر و اختلاف گشوده شد
وَ فُهْتُمْ بِکَلِمَةِ الإخْلَاصِ فِی نَفَر مِنَ
و شما زبان به کلمه اخلاص (لا اله الا الله) گشودید،
الْبیْضِ الْخِمَاصِ.
در حالی که گروهی اندک و تهی دست بیش نبودید!
فراز پنجم خطبه فدکیه: فاطمه (س) جایگاه مهاجران و انصار را  باز می شناساند
وَ کُنْتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَة مِنَ النَّارِ،
آری، شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتید
مُذْقَةَ الشَّارِبِ،
و از کمی نفرات همچون جرعه ای برای شخص تشنه
وَ نُهْزَةَ الطَّامِعِ، وَ قَبْسَةَ الْعَجْلَانِ،
و یا لقمه ای برای گرسنه و یا شعله آتشی برای کسی که شتابان به دنبال آتش می رود، بودید
وَ مَوْطِیءَ الأَقْدَامِ، تَشْرَبُونَ الطَّرَقَ،
و زیر دست و پاها له می شدید! در آن ایّام آب نوشیدنی شما متعفن و گندیده بود
وَ تَقْتَاتُونَ الْوَرَقَ، أَذِلَّةً خَاسِئِینَ،
و خوراکتان برگ درختان! ذلیل و خوار بودید
تَخَافُونَ أَنْ یَتَخَطَّفَکُمُ النَّاسُ مِنْ حَوْلِکُمْ.
و پیوسته از این می ترسیدید که دشمنان زورمند شما را بربایند و ببلعند!
فَأَنْقَذَکُمُ اللهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی بِمُحَمَّد (صلی الله علیه و آله)
اما خداوند تبارک و تعالی شما را به برکت محمّد که درود خدا بر او و خاندانش باد،
بَعْدَ اللَّتَیا وَ الَّتِی،
بعد از آن همه ذلّت و خواری و ناتوانی نجات بخشید.
بَعْدَ أَنْ مُنِيَ بِبُهَمِ الرِّجالِ وَ ذُؤْبَانِ الْعَرَبِ وَ مَرَدَةِ أَهْلِ الْکِتَابِ،
او با شجاعان درگیر شد و با گرگ های عرب و سرکشان یهود و نصاری پنجه درافکند.
کُلَّمَا أَوْقَدُوا نَاراً لِلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللهُ،
ولی هر زمان آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش کرد
أَوْ نَجَمَ قَرْنٌلِلشَّیْطَانِ، أَوْ فَغَرَتْ فَاغِرَةٌ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
و هر گاه شاخ شیطان نمایان می گشت و فتنه های مشرکان دهان می گشود،
قَذَفَ أَخَاهُ فِی لَهَوَاتِهَا،
پدرم برادرش علی (علیه السلام) را در کام آنها می افکند و آنها را بوسیله او سرکوب می نمود
فَلَا یَنْکَفِأُ حَتّی یَطَأَ صِمَاخَهَا بِأَخْمَصِهِ،
و او هرگز از این مأموریت های خطرناک باز نمی گشت، مگر زمانی که سرهای دشمنان را پایمال می کرد
وَ یُخْمِدَ لَهَبَهَا بِسَیْفِه
و آتش جنگ را با شمشیرش خاموش می نمود
مَکْدوداً فِی ذَاتِ اللهِ،
او  (علی «علیه السلام») در راه خشنودی خدا متحمّل رنج و سختی گردید
مُجْتَهِداً فِی أَمْرِ اللهِ،
و در راه انجام دستورات الهی تلاش می نمود
قَرِیباً مِنْ رَسُولِ اللهِ، سَیِّداً فِی أَوْلِیَاءِ اللهِ،
و به رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نزدیک و سیّد و سالار اولیای خدا بود.
مُشَمِّراً نَاصِحاً، مُجِدّاً کَادِحاً
او همیشه آماده  (فعالیت) و خیرخواه مردم بود و با جدیت و زحمت تلاش می نمود
وَ أَنْتُمْ فِی رَفَاهِیَّة مِنَ الْعَیْشِ، وَادِعُونَ
و این در حالی بود که شما در رفاه و خوشگذرانی، آسایش،
فَاکِهُونَ آمِنُونَ، تَتَرَبَّصُونَ بِنَا الدَّوَائِرَ،
نعمت و امنیت بسر می بردید و انتظار می کشیدید که برای ما  (اهل بیت «علیهم السلام») حوادث ناگوار
وَ تَتَوَکَّفُونَ الأَخْبَارَ
پیش آید و توقّع شنیدن اخبار  (بد درباره ما) داشتید
وَ تَنْکُصُونَ عِنْدَ النِّزالِ، وَ تَفِرُّونَ عِنْدَ الْقِتالِ؛
و هنگام جنگ عقب نشینی می کردید و از نبرد فرار می کردید!